تبليغاتX
پری دریائی

پری دریائی

یه خبر کوچولو از خودم بدم و غیب بشم . من خوبم . خونه جدید سه برابر خونه قبلیه . همونقدرم وسایل بیشتر میخواد تا پر بشه . هرچی میخریم فایده نداره و هنوزم خالیه . یک عالمه هم کار داره . میخوام رنگ روکارشو عوض کنم . رنگ کاشیهای کف یکی از دستشوئیهاشو دوست ندارم و میخوام کلا تغییرشون بدم . اتاق بهدونه رو رنگ خریدم و دارم کلی توش کار میکنم . سه طبقه خونه است  . بین این سه طبقه هم سی تا پله . یه دور که برم بالا و بیام پائین میشه شصت تا ! جلوی خونه و پشتش هم حیاط چمن دار که اونم کلی باغبونی داره . خلاصه که مثل چی گرفتارم . فقط هم دوماه وقت دارم که یه سرو سامونی بهش بدم . چون کلاسام که شروع بشه به هیچ کاری نمیرسم . با این وضع هم چند روز گذشته رو سرمای سختی خورده بودم . اونش به جهنم ، دخترم حالش خیلی بد بود . اول سرماخوردگی و بعدشم تمام تنش از فرق سر تا نوک پا  بطرز وحشتناکی دون دونای گنده قرمز زد . با تب و گوش درد و اسهال و ....  زشت شدنش هم به جهنم . آی گاهی بداخلاق میشه . فقط هم میخواد که یکی تمام وقت باهاش بازی کنه . شدیدا یه خانوم شین باحوصله برای بازی از بام تا شام احتیاج دارم .

دیگه اینکه هوا بیشتر روزا میشه داغ داغ . ( بچز این دو روز آخر که بارونی بود ) جون میده واسه دریا رفتن و برنزه شدن که تاحالا وقتشو پیدا نکردم . بعد از ظهرا بهدونه هی میگه حیاط حیاط آب بازی و مایو پینک ( صورتی ) و وقتی میفهمه که میخوام ببرمش حیاط ، مثل اسب از خوشحالی شیهه میکشه و جیغ جیغ میکنه و بدو بدو دمپائیهای لا انگشتی من یا رشا رو پاش میکنه و کرم ضد آفتابشو میزنه و با بیکینیش میره تو استخر بادیش و کلی آب بازی میکنه . چقدر بچه ها عاشق آب بازی هستن . با وجود زحمتی که نگهداری خونه داره اما اونو که میبینم که چقدر کیف میکنه ، با خودم میگم میارزه . هی شیلنگو ورمیداره و از این سر به اون سرو خیس میکنه و هی همه چیزو میکنه دهنش و هی من میگم بچه اینقدر آت و آشغال نخور . همینه که هی مریضی و دون دون میزنی . اما کو گوش شنوا . درضمن برعکس اون خاله جونور بازش ، زیاد از جک و جونور خوشش نمیاد و حتی یه مورچه که میره روش ، کلی حالش خراب میشه و میترسه .

خونه جدید همون منطقه خونه قبلیه . طبیعتش هم حرف نداره . باورتون میشه که چند روز پیش تو خیابونمون رشا یه گوزن گنده با شاخهای آنچنانی دید . کانادا که همه جاش پر از سنجاب و راکون و اون راسوهای گوزگوزوی بدبو  هست . اما ما اینجا تو منطقه مون آهوهای قشنگ و خرسهای قهوه ای تقریبا کوچیک و حتی شیر دریائی داریم . هرباری که یه حیوونی میبینم کلی خدارو شکر میکنم که هنوز طبیعتو اونقدر داغون نکردن که اینا نسلشون برکنده بشه .

دیگه اینکه اینروزا آی خرید میکنم . شوهره رو ورشکسته کردم . وای وای وای . اما اندازه دنیا از سلیقه خودم لذت میبرم . هرجارو که دکور میکنم ، تا چند روز هی میرم و نگاهش میکنم و باتمام وجودم کیف میکنم و کلی هم قربون و صدقه سلیقه ام میرم . شاید تاحالا کلی پول حروم تیرو تخته کرده باشم اما هنوزم خونه خالیه و نصفشم پر نشده . فقط این وسط یه مشکل پیش اومد و اون اینه که رشا از اول شرط کرده بود که میز بیلیارد بگیره و تو یکی از سالنهای خونه بذاره و متاسفانه هرجوری اون سالن رو اندازه میگیریم ، میزه جا نمیشه . اندازه میزهای بیلیارد هفت یا هشت و یا نه فیتی ( از قرار هر فیت حدود سی سانت ) هستن و اطراف میز هم باید حداقل ۴۸ اینچ جا برای چوبهای بازیش باشه که اون سالن ما عرضش کمتره و این باعث دلخوری شوهر جان شده . حالا بینیم که میشه یه جوری جاش داد یانه . دیروز یه جا رفتیم که میزهای بیلیارد خیلی خیلی خوشگلی داشتن و واقعا جای یکیش تو خونه ما خالیه .

از بهدونه هم بگم که اونقدر خوشگل و شیرین حرف میزنه که نگو . با اینکه تمام مدت باهاش فارسی حرف میزنم اما بخاطر مهدکودکی که میره حدود هشتاد درصد کلمه هایی که میگه انگلیسی هستن . هر روز چند تا کلمه جدید بلغور میکنه و کلی باعث ذوق کردن من میشه . مثلا هرکاری رو که تموم میکنه ، بجای اینکه بگه تمام ، میگه آل دام ( All done ) . یا یه جا که میخواد بره تند تند میگه بابای سی یا ( See you ) . به کتاب میگه بوت ( book ) اسم و فامیلشو و سنشو هم خوب بلده . هرچند که اینروزا از عشق یکی از دوستاش هی اسمشو میگه درا ! میگم جیگر من کیه . میگه درا !

وقتی ازش میپرشیم حالت چطوره ؟ میگه دود  ( good ) . هنوز حرف ک رو خوب نمیتونه بگه و به پارک میگه پارچ یا به کتاب ( book ) میگه بوت . هی راه میره و میگه هپی هپی فمیلی  ( happy family ) و یک عالمه هم شعرهای بامزه انگلیسی و کمی هم غلط غلوط میخونه . تا از چیزی ذوق میکنه میپره و محکم آدمو ماچ میکنه و یه آی لاو یو جانانه هم میگه . هرچند که گاهی هم بعدش یه وشگون آنچنانی میگیره و درمیره !  عشق لپ کشیدن داره و عاشق بچه ای که بشه دائم لپشو میکشه و از سر تا پاشو ماچ میکنه . یه بار که اونقدر قربون صدقه بچه یکی از دوستامون رفت که بچه شون اشکش دراومد و الفرار . یک ووروجکیه که نمونه نداره . تو مهمونی کیف یه خانومی رو عین این زن گنده ها میزنه زیر بغلش و کفش یکی دیگه رو از پاش درمیاره و تق تق از این سر به اون سر جولون میده و خودش غش میکنه از خنده . چند روز پیش داشتیم نقاشی میکردیم و ازم خواست که براش دادی ( dogy ) بکشم و من یه چیزی کشیدم که انگار شبیه گربه شده بود و اون منو مسخره میکرد و گفت نه مامای این کت میو میو . بعد واسش یه چیز دیگه کشیدم بازم هی بهش خندید و گفت این گاو ما ما . میگم پدر سوخته از حالا نقاشی منو مسخره میکنی . این همون داگیه . خودت بلدی بهتر بکش . ادای همه رو هم درمیاره پدر سوخته .

همه چیز رو هم میگه ماین ماین ( mine یعنی مال من ) . همه کار رو هم میخواد خودش انجام بده .

چند وقت پیش یکی از دوستامون وقتی شنید که من اصلا آهنگ ایرانی گوش نمیکنم و اصلا هیچی هم از این آهنگای قری جدید ندارم ، برام یه سی دی از این آهنگای دالام دیمبولی کپی کرد . خلاصه از تو این آهنگا یه آهنگ تولدت مبارک آریس و یه آهنگ خوشگلا باید برقصن اندی شده خوراک دختر ما . هی از صبح تا شب اصرار که اینارو گوش بده . خلاصه ما هم شدیم رقاص پای ناقاره و به جمع سینه لرزونا و باسن جمبونا پیوستیم . بهدونه هم که از دلقک بازیهای من از نده ریسه میره . به دوستمون میگم فلانی کلی تو منو جواد کردی . تنها چیزی که هست اینه که من امکان نداره که بتونم تحمل کنم که یه آهنگو دوبار گوش بدم و کلا حالم بد میشه . اونم همچین آهنگایی رو . آخر هر آهنگ هم هی دختره داد میزنه More More که بازم بذارمشون و از منم که انکار ......

آخر همه اینکه از همه دوستان خیلی عزیزم معذرت میخوام که براتون هیچ کامنتی نمیذارم . اصلا وقت اینکارارو ندارم . اما کلی حرف واسه گفتن به تک تک نوشته هاتون دارم و هر روز به خودم میگم فردا .جتی گاهی آخر شب مثل جنازه رو مبلی جایی از خستگی خوابم میبره و  دم صبح پامیشم و تندی مسواک میزنم و صورتمو میشورم و دوباره میخوابم . اینروزا خیلی خیلی گرفتارم .

یکی از کارایی که چند روز گذشته کردم هم رنگ زدن یکی از کابینتهای یکی از توالتها بود . خیلی دلم میخواست ببینم که چجوری میشه . محشر شد . اینجا مینویسم که اونایی که دوست دارن یاد بگیرن . اول باید با یک ماده ای بنام استریپر ( فکر کنم همون تینر خودمون باشه ) رنگ روی چوب رو ببرین و بعدشم با سنباده کمی زبر و بعدشم با سنباده شماره های بیشتر که حسابی نرم هستن ( ۲۰۰ به بالا ) روی چوب رو کاملا از رنگ قبلی پاک کنین . حتما هم سنباده رو درجهت شیارهای چوب بکشین . حواستون باشه که اگر رنگی که دارین پاک میکنین خیلی قدیمیه ، احتمال اینکه در ترکیبش سرب باشه خیلی زیاده . پس حتما اینکار رو درجایی انجام بدین که تهویه خوبی داره و ماسک هم بزنین که سرب ناشی از غبار رنگ حتی باعث صدمات مغزی هم میشه . بعد بهتره که یک لایه از ماده ای به نام Wood softner بزنین . این ماده باعث میشه که رنگ روی چوب یک دست و قشنگتر بشه و چوب خیلی دارای شیارهای روشن و تیره  دیده نشه . برای رنگهایی که ترکیبشون از آب هست از water base wood softner و رنگهایی که ماده اصلیشون روغنیه از  oil base wood softner استفاده کنین . اینجا رنگهای ( stain )مختلف هست . بعد رنگ مورد نظرتون رو روی چوب میزنین و سه تا پنج دقیقه صبر میکنین تا رنگ خوب تو شیارهای چوب نفوذ کنه و بعد با دستمالی نرم پاکش میکنین . اینکار رو چند بار تکرار میکنین . هرچی فشاری که موقع پاک کردن رنگ روی چوب میارین کمتر باشه ، رنگتون تیره تر میشه . رنگ رو هم باز باید درجهت شیارهای چوب بزنین . وقتی که چوبتون به رنگ مورد نظر دراومد ( من خودم میخواستم که چوبم قهوه ای تیره مثل رنگ چوب  گردوی بشه ) و کاملا هم خشک شد ، در آخر یک لایه روغن جلا برای محافظت رنگ چوب بهش میزنین . این لایه که خشک شد بهتره که با سنباده خیلی نرم روش رو کمی زبر کنین و لایه دوم جلا رو بزنین که مطمئن بشین که همه جاش جلا گرفته . سه جور هم جلا داریم : Satin , semi gloss , glossy

 

خداجون درحال حاضر یک عالمه پول احتیاج دارم . خودت میدونی که متاسفانه سلیقه من یکمی گرونه و به هر چیزی راضی نمیشم . یک عالمه هم طرح و برنامه تو کله ام هست که باید در اسرع وقت اجرا بشن . پس لطفا خودت از یه راهی دستم برسون . پیشاپیش مخلصیم . مرسی

 

خوش باشین

 

+ نوشته شده در  18 Jul 2007ساعت 1:58 PM  توسط دریا  | 

خیلی دلم میخواست که مثل قبلا ها بیام و یه چیزهایی بنویسم . بنویسم که بد نیستم . مشغولم . خونه جدید خوبه . خیلی کار داره . بهدونه هر هفته مریضه ......

اما امشب . تنم گر گرفته . عقم گرفته . خیلی دلم شکست . خیلی . اما عجب خوب فیلمی جلوی همه بازی کردم .

 

+ نوشته شده در  15 Jul 2007ساعت 0:1 AM  توسط دریا 

ماها خوبیم . آخر هفته اسباب کشی دارم . گفته بودم که این هفتمین بار توی این دهسال و نیم زندگی مشترکه ؟ واسه همین هم وقت آپ کردن ندارم . دقت کردین که صدی نود از آدمایی که مینویسن ، آدمهای تنهایی هستن . منم وقتی شروع به نوشتن کردم ، دنبال گوش مفت میگشتم . حالا اونقدر دوست دوروبرم ریخته که نیازی به نوشتن ندارم . شایدم بالاخره سر پیری دارم یاد میگیرم که هر آدمی دوتا چشم و دوتا گوش داره و فقط یه زبون . سارا جون اینم بخاطر تو که اصلا نمیدونم کدوم سارا هستی چون نشونی از خودت بجا نذاشتی اما نگران حالم بودی . ممنون

راستی این منطق بعضی آدمهاست که منو کشته . دونفر دارن باهم حرف میزنن . یکی میگه خونه خریدیم . دومی میپرسه بزرگه ؟ ( بخاطر این میپرسه که میخواد تابستون رو تلپ بشه رو سر اون یکی و میخواد ببینه که میتونه زیاد بمونه یا نه ) اولی میگه بد نیست ، پنج تا اتاق خواب داره . دومی میگه پس طرفهای شما حتما خونه خیلی ارزونه . آخه پسر من بعد از اینهمه سال یه خونه خیلی کوچولو خریده و اونم خیلییییی گرون ؟! ( بماند که اون شهر آدم اولی سومین شهر گرون دنیاست و خونه های مرکز  شهرش گرون ترین خونه های دنیا و شهر آدم دومیه یه شهر کوچولوی ساحلی ارزون ) . من این وسط چیکاره ام . هیچی والا فقط شنونده .

یک کتاب خیلی جالبی رو شروع کردم بخوندن . یاد میده که چجوری میشه میلیونر شد . مسلمه که به دلار نه تومن . اگر یادم موند و وقتشو پیدا کردم درموردش مینویسم .

Bob works hard at the plant and spends two nights each week bowling and plays golf every Saturday . His wife thinks he's pushing himself too hard , so for his birthday she takes him to a local strip club

The doorman at the club greets them and says : Hey, Bob! How you doin

His wife is puzzled and asks if he's been to this club before. "Oh no," says Bob . He's on my bowling team  

When they are seated, a waitress asks Bob if he'd like his usual and brings over a Budweiser  

His wife is becoming increasingly uncomfortable and says : How did she know that you drink Budweiser  

I recognize her, she's the waitress from the golf club . I always have a Bud at the end of the 1st nine , honey

A stripper then comes over to their table , throws her arms around Bob,starts to rub herself all over him and says : Hi Bobby . Want your usual table dance , big boy

Bob's wife , now furious , grabs her purse and storms out of the club

Bob follows and spots her getting into a cab . Before she can slam the door , he jumps in beside her

Bob tries desperately to explain how the stripper must have mistaken him for someone else, but his wife is having none of it. She is screaming at him at the top of her lungs, calling him every F… word in the book

The cabby turns around and says, Geez Bob, you picked up a real bitch this time


یکسری عکس از دیزنی لند کالیفرنیا گرفته بودم که فراموش کرده بودم بذارمشون . امیدوارم که خوشتون بیاد و دیگه اینکه امیدوارم که هرکسی که نرفته ، قسمتش بشه و حتما حتما بره . من که خیلی بهم خوش گذشت . بطوریکه شب دلم نمیخواست به خونه برگردم . اونجا فقط یه پارک مثل شهر بازیهای ایران نیست . برای هر رده سنی یک عالمه نمایشها و بازیها و جاهای دیدنی داره که آدم نمیفهمه روزش چجوری میگذره . یکی از چیزای خیلی جالبی هم که دیدم این بود که بازیهای باحالش واقها صفهای طولانی داشتن . اما بغل هر صفی ، یک سری باجه هایی گذاشته بودن که اون بلیط ورودی پارک ( حدود هفتاد دلار بود ) رو واردش میکنین و براتون یه رسید پرینت میکنه و توش نوشته که مثلا برای فلان بازی از ساعت ۴ تا ۵ شما میتونین هر وقت که بخواین برین و بدون صف سوارش بشین . ( fast line ) 

 

پارکینگ پنج شش طبقه دیزنی لند . هر طبقه رو به اسم یکی از شخصیتهای کارتونی اسم گذاری کرده بودن . با آسانسور ها و پله برقی های متعدد :

ورودی دیزنی لند :

صبحش یه چیز اما شبش یه چیز دیگه بود . با آتیش بازی و رژه شخصیتهای دیزنی و ...

خوش باشین

 

+ نوشته شده در  24 Jun 2007ساعت 3:3 PM  توسط دریا  |