حالا چند تا جوک بامزه تا بعد:
یه روز زن قزوينيه ميره دادگاه و ميگه که ميخوام طلاق بگيرم.میپرسن چرا؟ میگه آخه شوهرم هر روز منو از كون ميكنه. قاضي ميگه: بابا اين كه عیب . زنه ميگه: آخه روزي كه من شوهر کردم، سوراخم اندازه يه دوزاری بود حالا شده اندازه يه دو تومنی.قاضي جواب میده: برو بابا، آدم كه واسه هيجده ريال زندگيش رو به هم نميزنه!
یه روز یه بچه با مامانش میره حموم و اشاره میکنه به دولش میگه مامان این چیه؟ مامانه میگه این هیچی نیست پسرم. چند روز بعد با باباش میره حموم و به مال باباش اشاره میکنه و میپرسه، بابا این چیه؟ باباش میگه این ...یره. بچه میپرسه پس چرا مامان گفت هیچ چی نیست. باباش میگه آخه این چیزا واسه مامانت هیچچچچه!
یه الاغه لنز آبی میزنه میره خیابون. میبینه همه چپ چپ نگاش میکنن. لجش در میاد و میگه چیه مگه تا حالا آهو ندیدین!
یه بچه هم میره از باباش میپرسه که مامانا چه جوری حامله میشن؟ باباش میگه: پسرم دعا میکنن و بعد خدا بهشون بچه میده. پسره میگه: یعنی این بکن بکنها همه پشم؟!
یه ترکه هم نوار بهداشتی میذاشته تو ظبط سوتش.رفیقش میگه داری چه غلطی میکنی؟ میگه میخوام ...س شعر گوش بدیم.