تا امروز که فقط چهارده صفحه از کتابها رو بیشتر نتونستم بیشتر بخونم . مگه دخترم میذاره . هر چند که خودم هم بازیگوشی زیاد میکنم . اصلا با کار خونه و غذا و جمع جور نمیشه درس خوند . باید یه فکر اساسی بکنم . رشا هم که گاهی حرص منو در میاره . میگه اعتراف کن که یه هوس بود و خودت هم توش موندی .همچین دلم میخواد ..........
راستی یه بلایی سر خودم آوردم . پریشب با یک عملیات متحورانه رفتم موهامو حسابیییییییییییییییی کوتاه کردم . فعلا نمیتونم بگم که دوسشون دارم یا نه . در تمام عمرم فقط وقتی کلاس اول دبیرستان بودم دوبار کوتاهشون کردم . همیشه فکر میکردم که بلند خیلی بیشتر بهم میاد . از وقتی هم که بور کردم اونقدر همه میگفتن چقدر موهات و رنگش قشنگه که کلی خوش خوشانم میشد . هیچ کس ، تاکید میکنم هیچ کسی هم نمیفهمید که من ایرانیم و وقتی که میگفتم ایرانی هستم ، همه میگفتن باور نمیکنیم . بهت میاد روس یا مال اروپای شرقی باشی . خدائیش اینهمه دختر سفید و بور داریم ایران . اینجا باورشون نمیشه . راستشو بگم که تو اجتماع خیلی خیلی راحتتر بودم و بطرز عجیبی مردم با آدم راحتتر ارتباط برقرار میکنن . هر چند که من هیچ وقت از اینکه خودمو قاطی ملت اینجا کنم مشکلی نداشتم .
اما باز تب تنوع طلبیم عود کرد و اول همه اینکه رفتم یه آرایشگاهی که جدید بود . بعدشم به آرایشگره گفتم منو عوض کن . اونم گفت پس اصلا نگاه نکن تا آخرش که کار تموم شد . حالا یا خوشت میاد و یا میزنی زیر گریه . گفتم فوتینا به این راحتیا نمیتونی اشک منو دربیاری . یه هایلایت دو رنگ قرمز و بور هم بهش زدم و از این رو به اون رو شدم . تا امروز که بدک نبودم . اما ببینم بعدا که باید خودم درستش کنم از پسش بر میام یا نه . چون حتی سشوار کشیدن بلد نیستم و حوصله چهار ساعت ور رفتن باهاشو ندارم .
بعد مادر شوهر جان که زنگ زده بود بهش گفتم یه خبر دارم که کلی خوشحالتون میکنه و اون اینه که موهامو تا بالای گردنم کوتاه کردم . میگه به به خوب کاری کردی آفرین . بیشتر بزن . کوتاه کوتاه کن . حسابی هم تیره کن . بهت بیشتر میاد !!!!!!!! تو عمرش منو با موهای کوتاه ندیده ها . خوبه که رشا یه بند میگه موی بور بلند دوست دارم . امان امان .
پریروزم رفتیم تولد یکسالگی دختر دوستم . یک ساعتی تا اونجا رانندگی بود . رشا خان هم که مریض داشت و نمیتونست از پول درآوردن بگذره و نیومده بود . بهدونه هم از دختر اونا که چهار ماه از خودش کوچکتره میترسید و نمیذاشت نزدیکش بشه !!!!! آخه تازه راه افتاده بود و خیلی وحشیانه هی بهدونه رو انگولک میکرد . دختر منم فقط با بچه های بزرگتر از خودش خوب بازی میکنه . اونقدرم از دختری که تولدش بود بیشتر تیپ کرده بود که بعضی مهمونا تا از در میومدن ، میگفتن الهی این برت دی گرله . چه نازه ..... منم زودی میگفتم نخیر اون یکی خوشگل خانوم تولدشه . دلم میخواد به دخترم یاد بدم که باهوشه و با سعی و تلاش زیاد میتونه به همه چیز برسه . البته رقابت بالاست و اگر بخواد سر باشه ، واقعا باید زحمت بکشه . اما خدائیش یه چیزی هست که خیلی درهارو از همون اول زندگی رو آدم باز میکنه و اونهم قشنگیه . از همون بدو تولد قشنگها رو همه دوست دارن و عاشقشون میشن و مورد توجه هستن و .....اگر قشنگها یاد بگیرن که با استفاده از این دو سلاح زیبایی و عقل و شعور چجوری استفاده کنن میتونن دنیا رو فتح کنن . این نظر منه . خدا رو شکر که من از هر دو بی بهره تشریف دارم و خدا فقط در درازی زبون بهم لطف داشته . اونم که بلد نیستم ازش بجا استفاده کنم .
به رشا میگم اگر تو سالهای آینده پولدار بودی و منو هم خیلی دوست داشتی بهم کادو یه روز اسپا بده . ماساژ کل بدن و فیشیال و بادی رپ و .... جوووووووووووون چه روزی بشه اونروز . نمیدونم دوزاریش افتاد یا نه . سالگردمون نزدیکه ها . کادومم که گفتم چی . بده دیگه یالا (پ . ن : اینجا مکانهایی درست کردن به اسم اسپا . کارشون هم ماساژ و تقویت مو و پوست و مانیکور و پدیکور و اینجور چیزاست . حتی موقع کادو دادن میشه یه لیموزین هم برای رفت و آمد کرایه کرد و کلی به طرف حال داد . اونم با شامپاین ) به در میگم دیوار بشنوه
راستی دیروز واسه بهدونه یه تراکتور خریدم که راننده اش آهنگ اولد مک دانلد رو میخونه و راه میره و بوق میزنه و حیووناتشم صدا میکنن و .... خیلی بانمکه . باورم نمیشد اما بهدونه اسم همه حیوونات رو دو دقیقه ای یاد گرفت و هر کدوم رو میگفتم فشار میداد تا صدا کنن . اینروزا دیگه مثل قدیما نیست . نگاهش خیلی عاقلتره و بیشتر وظایف محوله رو به نحو احسن انجام میده . از من پرسیده بودین که چجوری بهش یاد میدم . بهتون بگم که فقط با تکرار و تکرار و تکرار . هر چیزی رو چند بار جلوی بچه ها انجام بدین و تکرار کنین و به اونا هم فرصت بدین که به روش خودشون اظهار وجود کنن و در صورت اشتباه هی درستشو بهشون نشون بدین یاد میگیرن . در مورد غذاها هم چشم روی چشمام . بزودی






ببخشید که نظر خواهی رو میبندم . از روی همتون خجالت زده میشم وقتی که واسم کامنتهای قشنگ میذارین و همیشه بمن محبت دارین و من نمیتونم تک تک جوابتون رو بدم و مهربونیاتون رو جبران کنم . دوستون دارم یک عالمه
