تبليغاتX
پری دریائی - مهربونیاتون از یادم نمیره دوستای خوبم

پری دریائی

نمیدونم با چه زبونی از محبتهاتون تشکر کنم . چقدر دوستون دارم خدا میدونه . مرسی از میلهای قشنگتون و مهربونیاتون . اون فرشته ای که منتظر بودم هم دیروز بهم زنگ زد و یک دنیا خوشحالم کرد . خیلی ممنونتم و دوستی با تو باعث افتخار منه سوسکی جان . چقدر لذت داره که دورو بر آدم کسانی باشند که سرشون به تنشون میارزه و از همصحبتیشون لذت میبری .

بگم که خیلی شاد و شنگول هستم  . اونم زیاااااد . رشا خان واسم یه چیز توپ خریده . آخخخخخخخخخ نمیتونم تا فردا صبر کنم . دلم قیلی ویلی میره . گنده ترین کادوییه که تاحالا گرفتم . فردا که تحویلش گرفتیم میام میگم چیه . چه کنیم ندید بدیدیم دیگه . هرچند که فکر کنم بیشتر اسمی مال من باشه و خود رشا که چشمش بهش بیفته همه چی یادش بره و خودش بیشتر استفاده کنه . مهم هم نیست . بودنش خوبه

دیگه میخواستم بدونم شماها وقتی با طرف مربوطه قهر میکنین چجوری آشتی میکنین . البته میدونم که زندگی ایرانیهای عزیز همه گل و بلبل و بوس بوس بازی و عشقه . ماها سالهای اول اصلا قهر نمیکردیم و اگر دلخوری بود فقط یکم ساکت میشدیم و عمیییییق فکر میکردیم . حالا که پیر شدیم  ، قهر که میکنیم اول یکم سر سنگین میشیم .

البته از اون مدلا که هر وقت مجبور بشم با صدای کلفت و کمی ملایم و در عین حال خشن و صد البته  با چاشنی بی محلی باهاش حرف میزنم . اگرم فکر کنه که همه چیز تموم شده و شروع کنه به حرف زدن ، محلش نمیذارم که بدونه چه خبره . الکی که نیست . مثلا من دلخورم دیگه .  بعد منتظر میشم بیاد معذرت خواهی . نود درصد وقتا هم نمیاد . یعنی من عجول نمیتونم صبر کنم یه عمر تا خودش بیاد . هنوز دو روز نشده هم یادم میره که اصلا سر چی بوده و زودی میبخشم . اما فراموش نمیکنم . واسه همین یه جوری به گردنش آویزوون میشم . اگر خلاف سنگین باشه که خفه اش میکنم . دودستی که همه موهاش بهم بریزه . این مدل ابراز احساسات ترکیه . ترکا میدونن چی میگم . حسابی از این مدل کشتی گرفتنا و زور آزماییها خوشم میاد و یا هی از سر و کولش بالا میرم و اگرم تقصیر من باشه که ماچ بارونش میکنم و میگم که یالا دیگه معذرت بخواه تا باهم آشتی کنیم . دلم تنگ میشه چه کنم . خلاصه یخا که آب میشن و معذرت خواهی کرد و قول داد که دیگه منو اذیت نکنه ، شروع میکنم یه نفس تمام وقایع اون دو روز رو که قهر بودیم رو واسش تعریف کردن . وقتی حرفام  تموم میشه انگار که تخلیه میشم .  بعدشم که مراسم مخصوص آشتی کنون داریم که ۱۸ سال به بالاست .....

این چند وقت خیلی باخودم کلنجار رفتم . انگار وقتی کار بیرون از خونه نکنم ، هویت خارجی ندارم و شخصیتم ناقصه . نمیدونم این لامصب پول چیه که اینقدر اعتماد بنفس میده . اما امروز عصر وقتی باخودم تنها بودم و داشتم درس میخوندم ، عمیق که به زندگیم نگاه کردم دیدم که من به خیلی که آرزوشونو داشتم رسیدم . ده سال زندگی مشترک که حاصلش یه دختر و یه شوهر خیلی خوبه . هرچی که میخوام در دسترسمه . اصلا اگر یه عمرم کار نکنم باکی نیست . اما هنوزم جربزه اش رو دارم و میتونم به هر چیزی که بخوام برسم و هنوزم مخم خوب کارمیکنه و جوونم و یه عمر زمان دارم تا به بقیه آرزوهام برسم . هنوزم خیلی چیزارو خوب میفهمم و میتونم اون چیزایی رو که نمیدونم رو یاد بگیرم . هیچ چیز خاصی اعم از قیافه و هیکل و پول زیاد یا هوش آنچنانی ندارم . اما همه چیزایی که دارم رو از حد متوسط بالاتر میدونم و دوسشون دارم . اصلا من خودمو الان خیلی دوست دارم و خودمو موفق میدونم . چون همونی هستم که دلم میخواد باشم .

امروز وقتی بهت گفتم که چی راجع به خودم فکر میکنم ، بهم گفتی که اگر تو و حمایتهای تو نبود من به اینجا نمیرسیدم . خودم میدونم که سهم بزرگی تو همههههه چیز زندگیمون دارم . واقعا همه چیز . اما تو تاحالا اینو بمن نگفته بودی . خیلی خوشحالم کردی لامصب . خیلی .

دیگه اینکه من یه عادت بدی دارم که تازگیها فهمیدم بدلیل ماه یا سال تولدمه . یادم نیست . اما اون اینه که همیشه یک عالمه کارای جدید میکنم . هی از این شاخ به اون شاخ میپرم . یه روز یه پست راجع به هنرام براتون مینویسم . اما در این میون بعضی از پروژه هام هم نصفه نیمه میمونن . انگار همش هوس چیزای تازه دارم . بعد یه چیز جالبتر بفکرم میرسه و .....  مدتهاست که بخودم قول دادم هر کاری رو یه سرانجامی بهش بدم تا اولا اینقدر عذاب وجدان نداشته باشم و دیگه اینکه این رشا هی نگه اینم یه هوسه و مدتی بعد یادت میره . یکبار یکی از دوستای رشا بهم گفت : خوبه که آدم همه چیزرو امتحان کنه و هرکاری رو بتونه انجام بده . اما اینطوری هیچ وقت تو یه کاری خبره نمیشه . راست میگفت . هیچ وقت عالی نمیشه . همون متوسط همه کاره و هیچ کاره باقی میمونه . اینبار میخوام فکوس کنم . ببینم چقدر دوام میاره . چه کنم که این دنیا اینقدر رنگارنگ و جالب و هوس انگیزه .  

دوستون دارم . خیلی زیاد

 

+ نوشته شده در  30 Sep 2006ساعت 12:46 PM  توسط دریا  |