تبليغاتX
پری دریائی - بیمه عمر در کانادا

پری دریائی

اول همه از همتون یککککککک دنیا ممنونم که اینقدر مهربونین . الان نشستم با خیال راحت کامنتهارو خوندم و حسابی کیف کردم . آخ که نمیتونم بگم که چقدر بهم چسبیدن . مرسی  

وقتی آدم یک مدت نمینویسه و وبلاگش خاک میخوره ، بعدش نوشتن کمی سخت میشه و از اون حس و حال درمیاد . بسکه اتفاق های جدید میوفته و آدم یادش میره که از چی و کی باید بنویسه  . پس ببخشید اگر تو این پست اینقدر پراکنده از در و دیوار و همه چیز مینویسم .

 اول اینکه با یه آدم محشر آشنا شدم . اونقدر حرف زدن با این دوست بهم چسبید که انگار از جنس خودمه و انگار که یه مدت طولانیه که میشناسمش . این وبلاگ اگر هیچ فایده ای  واسه من نداشت ، عوضش باعث آشنایی با دوستای خیلی خوبی شد که از ته دل دوسشون دارم و براشون احترام زیادی قائل هستم .

دوم اینکه من یه ذره آدم استرسی هستم . یعنی وقتی یه اتفاقی میوفته ، میشینم هی بهش و راه حلهاش فکر میکنم . گاها حتی تو خواب هم دارم اون مشکلو حل میکنم . یکی از این دغدغه های منم کار رشا هست . توی این مملکت ، تمام شغلها حساب کار و بیزینسشون با حساب زندگی شخصیشون فرق داره . اما تنها شغلهایی که اگر ازشون شکایت بشه ، میتونن خونه و زندگشون رو بفروشن و از چنگشون دربیارن ، دکترها و دندانپزشکان هستن . قربونش برم بعضی از مردم اینجا هم سرشون با کونشون بازی میکنه و تا یه جاشون درد میگیره و یا از چیزی راضی نیستن ، سریع یه نامه قلمبه سلمبه به انجمن پزشکان مینویسن و میخوان که بابت دردی که تحمل کردن یه پولی به جیب مبارکشون بزنن . حالا هی تو به طرف بگو آقا جان با این مدرک و دلیل این فلان جای تو مشکلی نداره و اصلا نباید درد داشته باشه . از اون هم هی حاشا . من که فکر میکم که بعضیا واسه خودشون نون دونی درست میکنن . خدا بداد برسه . میگن که کلا مردم تو کانادا و کلا آمریکای شمالی خیلی سخت کار میکنن و استرس کار بالاست . اما واقعا هیچ کاری به اندازه کاراهایی که باجون مردم سروکار دارن ، پر استرس نیستن .

دیگه اینکه یکی از مسائلی که هرکسی تو این مملکت باید بفکرش باشه ، مسئله داشتن وصیتنامه و دیگه بیمه عمره . در مورد وصیتنامه بعدها مفصل مینویسم . اما درمورد بیمه عمر فقط یک سری چیزای کلی رو از دید خودم  مینویسم .

نوع اول بیمه عمر یا Term policy :

اول همه باید ببینین که چقدر میارزین . مثلا من که در حال حاضر کار بیرون ندارم ، از لحاظ مالی زیاد نمیارزم . فقط اگر بمیرم و از اونجایی که ممکنه شوهر جان یکمی ناراحت بشه و دست و دلش تا یه مدتی بکار نره ، پس میگن آقا شما که اینقدر درمیاری و اینقدرم مخارج داری و ممکنه که حجم کارتو مجبور بشی کم کنی و بیشتر با بچه ات وقت صرف کنی ، پس مثلا صد تا دویست هزار دلار زنتو بیمه کن که اگر مرد ، با احتساب حدود بیست یا سی هزار دلار خرج دفن و کفن ، زیاد بهت فشار نیاد .

این رو هم اول همه بگم که شرکتهای بیمه اینجا خیلی خیلی زرنگ تشریف دارن و حساب و کتابشون مو لای درزش نمیره . بعضی از این شرکتها مثل Canada life حدود صد ساله که توی این بیزینس هستن . کلا اینجا بیمه های مختلف داریم . بسته به سنی که هستین و مخصوصا شرایط بدنی و سلامتتون ، نرخ بیمه برای هرکسی فرق میکنه . مخصوصا که اگر سیگاری باشین و یا الکلی ، قیمت بیمه تون خیلی بالاتر میره . حالا کاری که مردم اینجا میکنن ، اینه که رو نمیکنن چقدر در هفته یا روز الکل میخورن و چند روزی هم سیگار نمیکشن که توی آزمایش هاشون دیده نشه . ( برای بیمه عمر ، باید آزمایش خون وادرار برای تشخیص دیابت و ایدز و هپاتیت و کلسترول و ... داد )

دیگه اینکه بیمه عمر اینطوری نیست که بگین مثلا سالی دوهزار دلار میدم که اگر مردم ، مثلا یک میلیون دلار بدن به خانواده من . بلکه اینطوریه که در اصل درآدمدتون رو بیمه میکنین تا اگر مردین ، به خانواده تون فشار مالی زیادی نیاد . کسی که کارش فروش بیمه عمر هست ، میتونه بپرسه که درماه مثلا چقدر خرج میکنین . شما میگین که فلان قدر قسط خونه رو میدم ، فلان قدر خرج خورد و خوراکمه ، فلان قدر خرج ماشینمه ، فلان قدرم بدهی برای تحصیل یا چیزای دیگه دارم . معمولا نرخ تورم سالیانه رو هم سه درصد حساب میکنن و میگن که اگر الان اینقدر درمیاری و خرج میکنی ، پس در مدت بیست یا بیست و پنج سال اگر بمیری ، ، مثلا به یک یا دو میلیون دلار بیمه عمر احتیاج داری . بطوریکه که بدهی خونه رو کاملا بتونن پرداخت کنن و درضمن چند صد هزار دلاری هم توی جیب خانواده تو بمونه که از گشنگی نمیرن و تا مدتی زندگیشون بچرخه .

اینکه گفتم بیست یا بیست و پنج سال بخاطره اینه که بعضی بیمه ها هستن که هر پنج سال ، پولی که سالیانه بابتشون میدین بالا میره و بعد از بیست سال اونقدر یک دفعه بالامیره که چاره ای بجز کنسل کردن بیمه عمر نمیمونه . و یا بیمه هایی هم هستن که درمدت بیست یا بیست و پنج سال یه پول ثابت سالانه میدین که گارانتی میکنن که این مقدار افزایش پیدا نکنه. اما بعد از اون چون هم سن بالا رفته و هم دیگه کسی اون سلامتی دوره جوانی رو نداره و هم اینکه خطر مردن ، بیخ گوشه ، واسه همین پول سالانه اونقدر بالا میره که معمولا  نمیشه بیمه عمر خرید .

یک مورد دیگه هم اینه که اعتقاد براین هست که هرکسی باید تا دوره بازنشستگی خودش تونسته باشه که بدهی های خودشو بازپرداخت کرده باشه و درضمن هم پول کافی برای باقی زندگیش پس انداز کرده باشه که اگر هم بمیره ، دیگه خانواده اش نیازی به بیمه عمر نداشته باشن . برای اونایی که ایرانن ممکنه که رقمهای اینجا اعجاب آور باشه . اما اینجا کاناداست و خرج و مخارج سنگین و پس انداز یک یا دومیلیون دلار برای دوره بازنشستگی ، چیز زیادی نیست .

یک نوع بیمه هم هست که یه پول ثابتی در سال میدین ، و مثلا دویست هزار دلار بیمه عمر میخرین . فرقش با بیمه های دیگه اینه که روی این بیمه ، سود هم میدن ، یعنی بسته به اینکه خودتون چه شرکتی رو برای سرمایه گذاری انتخاب کنین ، یه چیزی درحدود هفت درصد سود سالیانه هم روی پول میاد که ازش خرج و مخارج سالیانه رو کم میکنن . در آخر سر اگر بمیرین مثلا در طول مدت بیست سال به جای دویست هزار دلار ، شما ممکنه که دویست و شصت هزار دلار بیمه داشته باشین . اسم این بیمه Universal life insurance هست . حالا این نوع بیمه دارای معایب و محاسن خودش هست که فکر نمیکنم در حوصله کسی باشه که وارد جزئیات بشم . اما اگر واقعا کسی سوال خاصی داره ، لطفا بپرسین و اگر بدونم حتما براتون جوابشو مینویسم .

خوش باشین

 

+ نوشته شده در  4 May 2007ساعت 4:0 PM  توسط دریا  |