تبليغاتX
پری دریائی - به سبکی پر

پری دریائی

هوا داغ داغه . باد توی گوشهام هو هو میکنه . برگها میرقصن . همه جا امن و آرومه . یکطرف بچه ها میدون . بزرگترها بدنبالشون . آفتاب تنمو میسوزونه و چقدر لذت بخش .

من با تمام وجودم شادم . مثل مستها میدوم . فسقل بدنبالم . باهم جیغ میکشیم و میخندیم . دنبال مرغهای دریایی میدویم . دنبال آب . دنبال هوا . دنبال قاصدکها . دنبال عشق . دنبال هیچی . دنبال همه چیز . زندگی یعنی همین . و من چه شادم .

اینو برای ما مینویسم . که یادمون بمونه .

یاد دستهامون که فقط برای نوازش همند . برای محکم بغل کردن . برای اینکه بهم بفمونن که چقدر واسه هم عزیزن . برای باهم بودن .

برای چشمهامون که همیشه برای هم مهربونن . از نگاهشون تب عشق رو حس میکنی ؟ اینکه چقدر بهت افتخار میکنن . اینکه همه دنیاشونی . این آرامشو ، این لذتو میبینی ؟

برای پاهامون که دنبال آیندمون میدون . آینده من و تو اون فسقل . مثل  قاطر های شاد و چموش . بیخیال از همه چیز .

بعضی وقتا زندگی سخته . پر از خستگی و نگرانی . بعضی وقتا هیچ احساسی رو تو آدم بوجود نمیاره . همون وقتایی که دچار روزمرگی میشیم . اما مهم نیست . این ضد و نقیضها مال ما آدمهاست . جزئی از وجودمونه . عوضش روزای شیرینش بس دلچسبه . همون وقتایی که هیچ چیز خاصی اتفاق نیوفتاده . همون وقتایی که سالمیم و شاد . همون وقتایی که باهمیم .

فقط تو میدونی که اینروزا چقدر چقدر هیجان دارم . چقدر آینده برام هیجان انگیزه . میخوام از حالم لذت ببرم ولی لحظه شماری میکنم واسه آینده ای که اعتقاد دارم از حالم شیرینتره . امیدوارم همینطور باشه .

اینم تقدیم بتو :

THOSE WERE THE DAYS


حال دخترم اصلا خوب نیست و من گاهی واقعا مستاصل میشم . سه شبه که خوب نمیخوابه اما دیشب بدترین شب عمرش بود . دلم میخواست میتونستم که بوسه هام آتیش تنشو بگیرم . لب به هیچی نمیزنه . تاحالا اینقدر حالش بد نبوده . چقدر آرزوی بودن مامانمو درکنارم دارم . حتما اگر اون بود همه چیز زودی خوب میشد .

 

+ نوشته شده در  1 Jun 2007ساعت 2:18 PM  توسط دریا