تبليغاتX
پری دریائی - حرفهای نصفه شب

پری دریائی

سلام علیکم خدمت ملت شهید پرور وبلاگستان . از اونجایی که وبلاگم تو ایران فیلتره و بجای دویست سیصد نفر بازدید کننده از ایران فقط روزی سه چهار نفر بهم سر میزنن پس دیگه هر چی میخوام مینویسم . گور بابای فیلتر .

دو دسته از دخترا عین اجنه دیده میشن . حالا همه وبلاگیا میگن که ما از اون دسته نیستیم . اینو که خودم میدونم چون اگر بودین که اینجا چیکار میکردین . معمولا اون دسته ها حال نوشتن و وقت ساعتها وبگردی رو  ندارن . این دخترا که بیشتریها یا ایرانن و یا ایالت فخیمه کالیفرنیا ( و بیشترشون هم تو شهر فرشته ها) امکان نداره که چند جاشون عملهای زیبایی نداشته باشن . همه مماغها قد نخود و لبها درشت قد لبو و ممه ها آآآآآآآآآه قد هندونه و کمرا باریک مثل خیار قلمی و آهان ابروها هم که دست هرچی شیطون و اجنه رو از پشت بسته و بازم بگم ؟! بخدا خیلیاشون عین جنده دوزاریا میمونن . البته بیکاریه دیگه و اینکه آرایش پونصد قلم که چشمهارو درششششششت  مثل گاو نشون بده و مژه ها همچین یک من روشون ریمل باشه که کلی سنگینی کنه و باعث مدل خماری چشم بشه تو این دو جا مده و اگر کسی نکنه عجیب و غریب به چشم میاد . وقتی تو اورکات عکس همچین دخترایی رو میبینم ، باخودم میگم چقدر از این دنیا دور شدم . حالا نه اینکه بگم خود من هیچی آرایش نمیکنم و مثل مادر مقدسها میگردم . نخیر . اما بازم انگار متعلق بدنیای دیگه ای هستم . دنیایی که همه تا حد امکان میخوان همه چیز طبیعی جلوه کنه . نه پلاستیکی و مصنوعی .

تبصره : خدا رو چه دیدین . شاید سر منم چند سال دیگه به لبه تخت خورد و اونوقت هوس چند تا این عملهای بکش و خوشگلم کن کردم . سر پیری و معرکه گیری .

( پ ن: آقا چون من اصلا مخالف این نیستم که هرجاتونو دوست دارین عمل کنین . پولشو دارین و جون خودتونه به بقیه چه . اصلا بعضی عملها برای بعضی آدمها لازمه تا دارای اعتماد بنفس بشن و خودشونو قبول داشته باشن . هرچند که امر اعتماد بنفس بیشتر یه چیز فکری هست . اما وقتی میبینم که بعضیا ظاهرشون رو اونقدر دست کاری میکنن که دیگه آدم دلش نمیخواد نگاه کنه و مسخره دیده میشه اون وقته که میگم هرچیزی حدی داره . حالا شما از اون دسته آدمها هستین که خوشتون میاد این مدلی رو فبها . شما هم سلیقه خودتونو دارین و مختار )

حرف از پیری شد یادم افتاد که تو بلاد ما جمعه شبها برنامه های بیناموسی نشون میدن . البته چیز خاصی نیستن و معمولا یکم هم سانسورشون میکنن . این جمعه داشت یه زنی رو نشون میداد که بعد از سی سال زندگی مشترک و بچه و .... یادش افتاد که دلش چیزای تازه میخواد و از اونجایی که شوهره خیلی بهش وابسته بود و خاطر خانومو میخواست ، گفت که ننه جون هرکاری دوست داری بکن . فقط منو ترک نکن . خانومه هم شروع کرده بود تو فیلمای سسکی بازی کردن . همون جلسه اول هم با دوتا جوون رشییییید اندام به قد آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ( یکیشون سیاه پوست بود آخه ) . شوهره هم مثل مربای آلو نشسته بود و نگاه میکرد . زنه اونقدر با اون پسرا که از بچه هاشم جوون تر بودن بالا و پائین کردن که بالاخره خین و خینریزی راه افتاد . اینجا بود که من و رشا باهم گفتیم پیر سگ .

تازه از جکوزی اومدم و کلی شارژم و عوض اینکه کپه مرگمو بذارم و بخوابم ، نطقم باز شده .

دیدین خیلی از ایرانیا رو که تا بهم میرسن فقط از خرابی بازار کار و اوضاع مالی مینالن و هیشکی دستشو رو نمیکنه . راستی چرا بعضیاتون اینقدر حسودین . تا یکی میناله و مشکلی داره میشه عزیز همه . تا یکی حالش خوشه و میاد از خودش و زندگیش تعریف میکنه ، بهش برچسب عقده ای بودن میچسبونین . این حسودیه دیگه . نه؟ اصلا چشم دیدن اینکه صغرا خانوم یکم بیشتر از شما داشته باشه رو ندارین . در ظاهر همه دختر خاله و دوستهای صمیمی آدمهای پولدار و معروفین . بالاخره یه جوری خودتونو بطرف میچسبونین . حرفش که باشه هر روز باهم میرین تو غار ( یار غار اونم اساسی ) اما درباطن تو دلتون میگین ای بیشرف معلوم نیست مال کی رو خوردی و ایشالا بزودی از دهن و دماغت دربیاد و من بیچارگی تو رو ببینم و ... حسود حسود هرگز نیاسود . اینقدر حرص نخورین . خوبیت نداره ها. از من گفتن .

 شب همگی خوش . بقیه اش باشه واسه یه وقت دیگه .

 

+ نوشته شده در  23 Jul 2007ساعت 2:10 AM  توسط دریا  |