من عااااااااااااااشق طبیعتم. نه از این مدلی ها که همه ادعا میکنن. مثلا روزای آفتابی رو دوست دارن ، بارونی رو نه یا....
من تمام چیزای مربوط به طبیعت رو دوست دارم. عاشق آفتاب، ماه، بارون، برف، گل، خار و حتی علفی هستم که از لای شکاف یک سنگ در میاد. اونقدر به جزئیات توجه میکنم که نگو. این عشق رو هم از بابای هنرمندم به ارث برده ام. میتونم زیبایی رو تو هر چیز و هر کس پیدا کنم و هر چیزی رو همون طوری که هست دوست داشته باشم .
دوست دارم هر روز یک ساعت رو برای خودم داشته باشم. اول ورزش حسابی و بعد بشینم تو طبیعت و در کمال سکوت مدیتیشن کنم.(هر چند که این روزها دریغ از ۱۰ دقیقه ) من عشق رو نه در حرف زدن برای پیدا کردن تفاهم که دست در دست هم نشستن و غرق زیباییهای طبیعت شدن میدونم. در اعتماد، در آرامش و درمثبت نگری میدونم.در اینکه باهم نفس بکشیم و احساس لذت و سبکی کنیم.
اما چند نفر از ما آدما در آرامش زندگی میکنیم؟؟؟؟؟ چند نفر از ما مطمئنیم که آیندمون از حالمون خیلی بهتره؟؟؟چند نفر از ما واقعا عاشقیم؟؟ چند نفر از ما واقعا به فکر محیط زیست مون هستیم و برامون مهمه که اونو برای نسلهای آینده حفظ کنیم؟
اصلا بهتره سوال دیگه ای بپرسم که همه جواب هارو تحت الشعاع قرار میده. چند نفر از ما در گیری مادی نداریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا به خاطر درگیری های مادیست که همه چیزای دیگه رو یادمون میره؟