<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>   پری دریائی</title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/</link>
<description>  </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 05 Jul 2008 01:20:05 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>روزمره</title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-277.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;هر چند روز یه بار یه مطلب کوتاهی مینویسم اما پست نمیشه . ازم خواستن که دیگه ننویسم . خواستن که عین این پیر زن خسیسا خوشحالی هامو و چیزای خصوصی زندگیمو با همه تقسیم نکنم . اهمیتی نداره هان ؟ نه اصلا نداره . اون چیزایی که مینویسم مثل همیشه است . گاهی پر از شر و شور  . شلوغ پلوغ . پر از حس خوب . گاهی هم یه چیزای مسخره مینویسم و آخرش میگم آخه بیحیا اینا چیه مینویسی . گاهی هم یه چیزی میشه که دلمو میلرزونه و میگم این یکی شاهکار بود . چند تا داستان کوتاه خوب هم نوشتم که دوسشون داشتم . بماند . گیرم که بدونین چه غلطی میکنم و چیا میگذره . چه فرقی واسه من داره . تابستونه دیگه . همین . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;الان یه لینکی رو دیدم . یاد اون وقتی افتادم که راهنمایی بودم . یادم نیست چه سالی . ته کمد مامانه زیر لباساش یه بسته کاندم بود که عکس پرتقال روش بود . به خودش که میگم اصلا یادش نمیاد . یه دونه اش رو یواشکی بردم مدرسه . دقیقا نمیدونستیم به چه دردی میخوره و دختر باید استفاده اش کنه یا پسره یا .... کلی باهاش خندیدیم . توشو پر آب کردیم و بچه ها دستشون بیل گرفتن و یکی هم تو فرقون نشست و همه با این کاندوم باد کرده عکس انداختیم . بعدشم از ترسمون انداختیمش تو خرابه های پشت مدرسه . حالا یادم نیست که فردا صبحش واقعا یکی آورده بود اونو رو میز معلممون انداخته بود یا شبش خواب دیدم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;اینم این لینک از یه کارخونه تمام اتوماتیک . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;EMBED src=http://www.youtube.com/v/ixELgBCph5U&amp;hl=en&amp;fs=1 width=425 height=344 type=application/x-shockwave-flash allowfullscreen=&quot;true&quot;&gt;&lt;/EMBED&gt;&lt;/OBJECT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Jul 2008 01:20:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=277</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-277.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-272.aspx</link>
<description>&lt;P align=left&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;Life is too short to wake up in the morning with regrets. So love the people who treat you right, forget about the ones who don&apos;t and believe that everything happens for a reason. If you get a chance, take it, if it changes your life, let it. Nobody said it&apos;d be easy, they just promised it&apos;d be worth it&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Jun 2008 17:50:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=272</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-272.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عنوان ندارد .  </title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-271.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;نه اصلا و ابدا هیچی برام لذت بخش نیست . خیلی سخت میگذره . خیلی . هفته بدیه . بدترینه . نشستم دارم زرررررر میزنم . اصلا دلم تظاهر نمیخواد . همش حالت تهوع دارم . عین این گنگ و گیجا شدم . همه چیزو فراموش میکنم . چه مرگم شده آخه . از خودم بدم میاد که اینجوری شدم . امروز دیگه به حد انفجار و خفقان رسیدم . فکر میکردم دوستامو میبینم و اونا دوتا میزنن تو سرم و حرف میزنیم و من احساس سبکی خواهم کرد که نشد . دیگه هیچ وقت هیچ وقت فکر اینکه دیدن آدما دردی رو ازم دواکنه رو نخواهم کرد . بسکه ماههاست همون یه ساعت رو از آدم دریغ میکنین . ببخشید دوست جونا اما دیوار کوتاه تر از شماها پیدا نکردم . اه چقدر روزای بدین . انگار سالها میشه که اینقدر حس بد درونم نداشتم . و چقدرررررر تنهام . به شنیدن صدای یه دوست واقعا احتیاج دارم . نه به گوشهاش فقط احتیاج دارم و بغل گرمش . اما اون دوستی که واقعا بخوام باهاش حرف بزنم یافت می نشود . شرمنده گل روی همتون . حوصله هیچکی رو ندارم . لعنتی منو بردار از اینجا ببر . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;این آسمون همیشه سیاه و تاریک هم که رفته رو اعصابم پاتیناژ میکنه . بر پدرت لعنت آخه . دریغ از یه ذره روشنایی و دلگرمی . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;رشا میگه نزدیک پریودته . هان . شاید . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; پ . ن : &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جواب به آه:&lt;BR&gt; نه عزیزم من اصلا خسته و بی امید و برنامه و اینحرفا نیستم . حتی تنها هم نیستم . خودم خوب میدونم چه مرگمه . اصلا هم آدمایی که منو درک نکنن کم نیستن . خوشبختانه دورو بریهام اونقدر دوسم دارن و برام وقت میذارن که هروقت که احتیاج به گوش داشته باشم ، حداقل دو سه جفت دم دستم هست . بعدشم تو مشکلاتم اونی که باید کمکم کنه در درجه اول خودم هستم . &lt;BR&gt;میگن مواظب آرزوها و خواسته هاتون باشین . آره بابا اینحرفارو واسه عمه ام که نمیزنن . فچر چردنم خوب چیزیه . منم خودم خواستم که مدتی اینطوری باشم . کون لقم . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Jun 2008 03:29:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=271</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-271.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلم سیب نمیخواد . یا میخواد . نباید بخواد . نمیخواد .......</title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-270.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;زندگی عجیبی شده . بس نفس گیر و خواستنی . از خوردن نم نم بارون روی صورتم و تا ته فرو بردن این هوای خنک لذت میبرم . هفته پیش ذهنم اونقدر آشفته و بیقرار بود که فکر میکردم مبادا سکته کنم از اینهمه هیجان . و چقدر لذت بخشه اینهمه زنده بودن . اینهمه پر بودن از خواستنیها . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;این هفته آرومترم . منطقی ترم . عاقلترم . کمتر قاطی هستم . بیشتر از ته دل نفس میکشم . کمتر فکرم آشفته است . دیگه اونجوری عجیب و غریب احساس همدردی با گربه های بهاری رو ندارم . به آرامش بعدش انگاری رسیده باشم . البته شاید . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;گفته بودن  حرف زدن آدمو خالی میکنه . آره میکنه . اما گاهی خالی شدن لذت بخش نیست  . ترجیح میدم حرف نزنم . دلم میخواد فقط صدای خواستنو بشنوم . اما نه به زبون . به صدای دل . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;متن بالارو جدی نگیرین . از تموم شدن یه هفته با یه امتحان سخته فقط . خواستم حال و هوای وبلاگ از روزمره نویسی دربیاد . همین . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;آخر هفته واسه دخملی تولد گرفتم . بهترین مهمونی بود که تاحالا گرفته بودم . از قبل برنامه ریزی درست کرده بودم و همه چیز عالی بود . هر کی هم از در اومد تو بهم گیر داد که چه جیگر شدی ! بعد از دوماه داشتن موهای قهوه ای که اصلا باهاشون حال نمیکردم، بالاخره بازم بلوند شدم . هم به خودمون و هم به همه مهمونا خیلی خوش گذشت . دخملی هم که انگار پرواز میکرد بسکه بازی و شیطونی کرد . ساعت چهار و نیم خوابیدیم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;همینجا بگم که چقدر برام خواستنی هستی . بدون تو نمیشه نفس کشید . خودت میدونی . دنیا رو بدون تو نمیخوام . فهمیدی . بمون تا همیشه . بردل خودم شیرینترینم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;پست قبلی رو هم چند روز پیش نوشته بودم و فراموش کرده بودم پستش کنم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;زندگی بکام&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Jun 2008 21:31:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=270</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-270.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-269.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;فعلا خیلی خمارم. یکی از درسام دیروز امتحان فاینالش بود. دوشب تمام شبی فقط یک ساعت خوابیدم . روز سه شنبه که امتحان میان ترم نقشه کشیم بود و طبق معمول بالاترین نمره کلاسو گرفتم . هرچی رشا میگه دیوونه بس کن اینقدر خودکشی نکن . آخرش چی . تو کتم نمیره که نمیره . البته اینکه هر جلسه هم تمام بچه ها دورم جمع میشن و دلشون میخواد کاراموببینن و هی از محشر بودن کارام تعریف میکنن ، انگار باعث شده که تو درواسی گیر کنم و دیگه کار معمولی نمیتونم تحویل بدم . ساعت ۵ هم که رسیدم خونه، بکوب تا ۵ صبح فرداش روی تون پروژه هتله کار کردم . بعد چون امتحان داشتم یه نیم ساعتی کف زمین دراز کش درس خوندم و بعدش همونجا بیهوش شدم . ساعت شش و نیم صبح  هم که بهدونه رو کله من رژه میرفت . تازه بعد از امتحانم هم رفتم خرید و با اون کفشای پاشنه بلند چند ساعتی رژه رفتم تا اینکه احساس کردم که دیگه پوست کف پام رفته ، خداجون آخه من چقدر سگ جونم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;با ننوشتن سر لج و لجبازی افتادم . خیلی خیلی روزای عجیبی رو میگذرونم . اصلا و ابدا هم نمینویسم . دیروز یه دوست گوگولیم از ایران اومد . کلی وقتی براش تعریف... میکردم ، گفته دلش چقدر برای شنیدن صدام و شلوغ پلوغیام و شیطنتهام تنگ شده . کلی غش غش کردیم و جیغ و داد راه انداختیم . بهم میگه یکی از استادا تو یکی از درسا انداختتش . بهش میگم خره یادته هر جلسه براش شکلات لیکور دار میبردم ، همونا باعث شد بمن بده ۸۵ . ببین اگر شراب براش میبرم چی میداد . بعدشم بهم میگه میبینی اگر حرفتو گوش کرده بودم و  سر پرزنتیشن ها یا لنگامو مینداختم بیرون یا از بالا یه چیزی نشون میدادم الان این درس کوفتی رو پاس کرده بودم . ( آخه من هربار سر بسرش میذاشتم که حالا که درس نمیخونی پس این بلوز بافتنی کلفت و شلوار سیاه چیه که پوشیدی بعدشم میخوای بهت نمره بده ) درسه هم اونقدر مزخرفه که اصلا آدم نمیتونه دوباره بگذرونه . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;دوتا درخت و چند تا بوته بی خاصیت تو حیاط پشتی خونمون داریم که همش میگفتیم از ته بزنیمشون و یه چیز خوشگل جاشون بکاریم . امسال درختا غرق گلهای اقاقیای زرد شدن و بوته ها هم غرق گلهای زرد و سرخابی و قرمز آزالیا . اونقدر خوشگلن که کلی کیفور میشم . این مالک قبلی خونمون هرچی دستش اومده اینور و اونور خونه کاشته و هر هفته یه مدل گلی در میاد . یه هفته انواع لاله اونم چه رنگایی . یه هفته  هشت نژاد مختلف  نرگس داشتیم . حالا زنبق و .... هفته پیش هم یه درخت کوچولو با شکوفه های  صورتی گیلاس کاشتیم که امیدوارم تندی بزرگ بشه . دیگه بعله چند روز پیش تولد بهدونه بود که سه ساله شده و مابراش کار خاصی نکردیم چونکه مادر عروس خیلی سرش شلوغه . قراره اینهفته براش تولد بگیرم . رشا یه خونه باربی گنده چتد طبقه براش خریده که همه وسایل خونه رو منجمله آسانسور داره . من که هنوز ندیدمش اما خدا میدونه که وقتی بچه بودم چقدررررررر حسرت داشتن همچین چیزی رو داشتم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;دورو برم پر شده از آدمای شرطی . دوست درست و حسابی نیستن . فقط هرکدوم تو یه موقعیتهای خاصی پیداشون میشه و بعضیاشونم بدرد هیچی نمیخورن . بیخاصیت کامل . فقط نمیدونم که چرا هستن . اصلا و ابدا آدمایی رو هم که زبونشون یه چی میگه و دلشون یه چی دیگه رو نمیفهمم . میدونم که خودم زیادی رک و راحتم . اصلا حوصله بازی کردن ندارم . گاهی شیطونه میگه یه خونه تکونی بکنم و یکم دورو برمو خالی کنم .  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;آهان این بگم و برم . از اونجاییکه این شهر ما همیشه خدا بارونیه و همیشه همه از هواش مینالن ، تصمیم گرفتم که از ته دلم دوسش داشته باشم و اصلا مثل همه شکایت نکنم . روزای آفتابی خیلی خوشحال باشم اما روزای ابری و بارونی هم خوب باشم . واسه همین از من نپرسین هوا چطوره . چون همیشه میگم خوبه . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 May 2008 01:25:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=269</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-269.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>my busy busy days</title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-268.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;اینجا یکشنبه روز مادر بود . بهدونه چند روزیه که یه مدرسه جدید میره . این مدت رو خیلی دنبال یه مدرسه خوب میگشتم که با اون چیزایی که من مد نظرم بود سازگار باشه . درمورد این مدرسه جدید و متد تدریسشون بعدا مینویسم ( بخاطر خانوم شین هم که شده ) . حالا دیگه دخترم Preschooll میره که مخصوص بچه های سه سال تا پنج ساله . ضمن اینکه مانتسری هم هست  و باید از این لباسهای فرم و دامن پلیسه ای و .... بپوشه . روز جمعه وقتی که رفتم دنبال بهدونه ، دیدم دوید و اومد و داد زد سورپرایززززززززز و یه بسته کادو شده خیلی بانمک بهم داد . روش یه قوری با کاغذ بریده بودن که روشو خودش نقاشی کرده بود و قلب چسبونده بود و توش برام نوشته بود :&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;Dear Mom &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;Happy mother&apos;s day&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;Love...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/MOTHERSDAY-08/1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/MOTHERSDAY-08/2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;و روشو با عکس برگردون تزئین کرده بود و یک طرفش رو هم یه بسته چای تی بگ چسبونده بود . یه قاب کوچولو هم با چوب بستنی برام درست کرده بود که یه متن خیلی قشنگی توش نوشته و دورشو خط خطی نقاشی کرده بود و روی نوشته ها هم عکس دستشو نقاشی کرده . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/MOTHERSDAY-08/3.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;وقتی هم که اینارو بهم داد تند تند شروع کرد یه آهنگی خوندن که میگفت If you want a dance, بعد تند تند باسنشو قر میدادو میخونه Dance dance dance و بعد میخونه If you want a hug, I give a big one و بعدش محکم بغلم میکنه و بعدش If you want a kiss، بعدش یه ماچ آبدار بهم میده و بعدش همینطوری تند تند انگلیسی بلغور میکنه و منم با دهن باز نگاهش میکنم که کی اینقدر بلبل زبون شده و انگلیسی رو با لهجه غلیظ کامل و بی اشتباه حرف میزنه . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;اگر بدونین چقدر از گرفتن این کادو خوشحال شدم . درضمن اینکه نتونستم برای باز کردنش تا یکشنبه صبر کنم و همون جمعه نصفه شبی بازش کردم و خیلی خیلی بهم چسبید . البته  خوب شد که ازش عکس گرفتم که برام یادگاری بمونه چون فرداش دیدم که گرفتتش زیر آب و همه گلهاشو ریز ریز کرده و دیگه از لاشه اش هیچی نمونده . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;اینروزا دخترم واقعا واقعا بزرگ شده . هنوزم خیلی شیطون و با انرژی هست . هنوزم عین این خانوم رئیسا دستاشو به کمرش میزنه و محکم و مصمم دستور میده که بهش میگم میخواد مبصر مدرسه موشا بشه . اما هر روز اونقدر حرفای بانمک و گنده تر از سنش میزنه که دلم براش غش و ضعف میره . مثل اون روزی که من میخوام تندی حاضر شم و لخت جلوی کمدم ایستادم و لباس پیدا نمیکنم بپوشم ( مرضی که خیلی خانوما باهاش درگیرن ) و بعد با خنده به بهدونه میگم میدونی دخترم ، مامیت هیچ وقت لباس نداره بپوشه و اون بغلم میکنه و آروم برای دلگرمی چندتا میزنه پشتم و میگه Momy you&apos;ll be fine ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt; یه چیز خیلی بانمک دیگه هم که اینروزا هی میگه اینه که وقتی یه کاری رو خراب میکنه و یا نمیتونه ، میگه Oh men ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt; دیگه اینکه خیلی دلم میخواست که از روزهای فوق العاده ای که دارم و پروژه هام و آدمای جالبی که تو این مدت باهاشون آشنا میشم بنویسم اما اصلا وقتشو ندارم . اینروزا اونقدر سرم شلوغه که ده دقیقه هم غنیمته و مجبورم که از خواب و استراحتم بزنم . دارم روی یه پروژه بزرگ برای دیزاین سوئیتهای سه طبقه ۱۸ واحدی یک هتل کار میکنم . از مبلمان و سرویس خوابش و آشپز خونه اش گرفته تا کف زمینش و کاغد دیواریش و .... یک کتابچه چهل پنجاه صفحه ای فقط نوشتن Furniture specification این پروژه هست . همه گروههای این پروژه چهار یا پنج نفرن . از شانس من هم گروهی من فقط یه دختر Dumb blond بی خاصیت هست که با درکونی هم نمیشه ازش کار کشید و این یعنی تمام بار این پروژه رو دوش منه که خیلی منو کلافه میکنه  . با بقیه درسهایی که این ترم دارم و مخصوصا نقشه کشی های سه بعدیم و امتحانهام ، واقعا واقعا وقت کم آوردم و استرس زیادی پیدا کردم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;خوش باشین و شنگول&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 May 2008 23:30:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=268</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-268.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-265.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 12pt; MARGIN-LEFT: 0in; MARGIN-RIGHT: 0in&quot; align=left&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;A man kills a deer and takes it home to cook for dinner . Both he and his wife decide that they won&apos;t tell the kids what kind of meat it is but will give them a clue and let them guess. The kids were eager to know what the meat was on their plates so they begged their dad for the clue&lt;BR&gt;Well, he said, it&apos;s what mommy calls me sometimes&lt;BR&gt;The little girl screams to her brother : Don&apos;t eat it, it&apos;s an asshole&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 10:47:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=265</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-265.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>You made my day</title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-266.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;از چند روز پیش هی رشا میپرسید که تو سه شنبه ها که از کلاس میای خونه خسته هستی؟ منم هی میگفتم که نخیر چرا خسته باشم . خیلی هم شنگول و پر انرژی هستم  . دیشب کارم تو کالج طول کشید و تقریبا یک ساعتی دیرتر اومدم بیرون . دو شب متوالی بود که فقط دوساعت میخوابیدم اما درعوض بهترین کار کلاس رو تحویل دادم  و بابت کل روز خوبی که داشتم خر کیف بودم . یک ساعتی هم تو ترافیک گیر کردم . تا در خونه رو باز کردم ، دوتا عشق زندگیم ریختن رو سرم و منو با هپی برت دی و ماچ ماچ بازی و قر و کادو سورپرایز کردن . از تعجب چشمام گرد شده بود . آخه فکر میکردم که تا تولدم دو سه روزی مونده و اصلا هم فکر نمیکردم که رشا یادش مونده باشه . هرچند که تو این دوازده سال و اندی باهم بودنمون هیچ وقت هیچ مناسبتی رو فراموش نکرده . نیم ساعت هم بهم وقت داد تا اومدن مهمونا ( مثلا برای سورپرایز پارتی ) حاضر بشم و یه شب خیلی خیلی بیاد موندنی رو برام ساخت .  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;گفتی که درحالیکه بچه تو بغلت خوابیده بود ، رفتی برام کیک و کادو خریدی . یک عالمه هم کار برای مهمونی کرده بودی . اگر بدونی زحماتت چقدر برام ارزش دارن . اگر بدونی چقدر خوشحالم کردی . مرسی عزیز دل خودم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;مرسی از همتون که با تلفنها و کامنتهای پرمحبتون منو شرمنده کردین . لاو یو آل&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/cake33-1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#3366cc&gt;خوش باشین&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#3366cc&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 21:54:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=266</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-266.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ALOHA HAWAII 2</title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-264.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0378.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0433.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0638.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;تو سفرمون به هاوایی به خاطر دخملمون از باغ وحشش هم دیدن کردیم . باغ وحش خیلی کامل و قشنگیه . طراحی فضای سبزش حرف نداره . جالبترین منظره ای هم که دیدم این بود که بالای یه سری درخت خیلی خیلی بلند یک عالمه طاووس بودن . من اصلا نمیدونستم که طاووسها هم میتونن پرواز کنن . اونم با همچین دمهای بلندی ! عکس زیری هم از همون درختایی هست که تارزان ازشون آویزون میشد .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0384.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0405.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0390.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0413.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0397.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0422.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0419.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;یه روز بعد از ظهر هم تور گرفتیم و دور جزیره رو گشتیم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;اول مارو به یک معبد بودائی ژاپنی بنام بردن Byodo-In Temple . این معبد دقیقا شبیه یکی از معابد ژاپنی در جنوب کیوتو ساخته شده که قدمت نهصد و پنجاه ساله داره . از اونجایی که حدود ۲۴ درصد جمعیت هاوایی رو ژاپنی ها تشکیل میدن ، این معبد رو در حدود سال ۱۹۶۰ بمناسبت صدمین سالگرد مستقر شدن اولین مهاجران کارگر ژاپنی ( برای کار در مزارع نیشکر)  در این جزیره ساخته اند .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0574.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0608.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0593.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0588.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0599.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0600.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;عکس زیری از مجسمه بودا هست به ارتفاع نه فوت که بزرگترین مجسمه تراشیده از چوب در نهصد سال اخیره و با روکش طلا پوشیده شده .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0581.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;بعد هم از قسمت شرقی شهر که زمانی مرکز مهم کاشت آناناس و نیشکر بود دیدن کردیم . عکس زیری از درختان بومی هاوایی هست که از آفریقا به اینجا آورده شده و چهار فصل سال گل دارن .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0611.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0619.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; بعد به قسمت شمالی جزیره رفتیم که معروفترین ساحلهای موج سواری در دنیا رو دارن و مرکز برگزاری مسابقات جهانی هست . در فصل موج سواری که همون دسامبر و ژانویه هست ، ارتفاع موجها به اندازه یک ساختمان سه طبقه میشه . راستی تو دریاشون کوسه هم زیاده اما میگن مرگ میر بخاطر حمله کوسه درحدود دونفر درساله که خیلی کمتر از مرگ و میر بخاطر افتادن نارگیل رو کله است ! &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0626.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0629.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;شب آخرهم رفتیم دیدن سیرک هاوایی . هی بهدونه میپرسید کجا میریم . منم اشتباه کردم و بهش گفتم همونجایی که دلقک دارن . برنامه شون بیشتر آکروبات بازی بود اما جالب و سرگرم کننده بود . اصلا هم یادم نبود که یکی از برنامه های تلوزیونی مورد علاقه دخملمون clown town هست و بدبختانه این سیرک یه دونه هم دلقک نداشت . به خاطر همین از اول برنامه تا آخرش فقط یه بند پرسید پس کلاون ها کجان؟  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;از رقصهای محشری هم تو چند روز اخیر به مناسبتهای مختلف دیدم هم نگم بهتره . اونقدر هیجان انگیز و قشنگ هستن که قابل تعریف نیست . فوق العاده فوق العاده عالی . یکی از این دامنهای ریش ریشی برگی رو تن بهدونه کردم با یه گل سرخابی رو سرش و دوتا نارگیل جای سوتینش با یه گردنبند گوش ماهی  . ( ست این مدل لباس رو همه جا به قیمت ده دلار میفروشن ) دم دریا همه براش حسابی غش و ضعف کردن . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0499.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;شب آخر اقامتمون هم دم یکی از استخر های هتل رقص آتیش برگزار کردن و بعدش هم بمدت ده دقیقه یه آتیش بازی قشنگ راه انداختن  . حسن ختام خیلی خوبی بود . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;عکسای زیری هم از محوطه درون فرودگاه هانولولو هست .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0753.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0755.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0748.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt; اینهم چند تا لینک جالب : من نمیدونم که چجوری میشه تو وبلاگم  فیلمهای یوتیوب رو بذارم که همه لذتشو ببرین . اگر میشه بهم بگین چجوری تا براتون بذارم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=7nS_aR8XX_U&amp;feature=related&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;موج بزرگ&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=zUTswEPcbGg&amp;feature=related&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;رقص محلی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=PwAHCnrymiQ&amp;feature=related&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;رقصهای محلی در مرکز Polynesian Cultural Center&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=PwAHCnrymiQ&amp;feature=related&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt;پ ن : آقا جون من این عکسارو میذارم اینجا که یکم از این روزمرگی های زندگی حواستون پرت بشه . من نه ادعای اینو دارم که دارم درس تاریخ و جغرافی میدم و نه اصلا برام مهمه که اوقات فراغتتون رو پر کنم . هرچی اینجا مینویسم همون چیزایی هست که دیدم و شنیدم و یا جایی خوندم و اصلا از صحت و سقمشون خبر ندارم . فقط هم واسه این هر از گاهی یه چیزی مینویسم که دوستام که اینجارو میخونن ، از حالم باخبر باشن . وگرنه اونقدر مشغله دارم که وبلاگ جایی تو زندگی روزانه ام نداره و از این بابت خیلی هم خوشحالم . نیاین هی یقه منو واسه هر غلطی پاره پوره کنین . اگر نوشتم کشور هاوایی ، منظورم همون ایالت هاوایی بوده . اولش که گفتم که برای وارد شدن به کشور آمریکا.... نه ؟ اما اینو مخصوصا  برای این نوشتم که به گفته راهنمای تورمون، با وجود اینکه سالهاست که از استعمار هاوایی میگذره ، اما مردم هاوایی که اونجا بدنیا اومده باشن ، هیچ وقت نمیگن که اهل آمریکا هستن و خودشون رو Hawaiian مینامند و دیگه اینکه اهالی اونجا از هر کشوری که پیشینه شون باشه ، اون رو فراموش نمیکنن و نسل اندر نسل اونو میگن . مثلا خیلی ها نسلسون برمیگرده به هفت کشور مختلف و بعد با یکی ازدواج میکنن که اونم اجدادش از هشت کشور مختلف هست . بچه شون اصلیتش میشه مال ۱۵ کشور مختلف! اینا رو راهنمای تورمون که اهل هاوایی بود گفته نه من .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;مردمش هم وقتی که میفهمیدن که ما اهل کانادا هستیم ، میگفتن که هاوایی توریست آمریکایی و کانادایی زیاد داره .   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt;خوش باشین&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 19 Apr 2008 10:50:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=264</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-264.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ALOHA HAWAII  1</title>
<link>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-263.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;صبح زود بیدار شدیم و با کمال آرامش بعد از دادن بارهامون رفتیم به سمت اداره ایمیگریشن آمریکا . از اونجایی که محل تولد ما ایرانه و در چند سال اخیر هم سفر به ایران داشتیم، هربار که به آمریکا وارد میشیم باید انگشت نگاری بشیم. جلومون یه دختر کانادائی نشسته و داره زار زار گریه میکنه و هی میگه بعد از یک عمری برنامه مسافرت ریختیم و اینطوری شد . قسمت انگشت نگاری معمولا اونقدر آدمو معطل میکنن که بعضیها مثل همین دختره ( البته کار پسری که باهاش بود طول کشیده بود و بنظر میرسید که از اهالی کشورهای جنوبی آمریکا باشه ) پروازشون رو از دست میدن . بعدش هم یه خانوم و آقای ایرانی اومدن جلومون نشستن و گفتن که اونا هم دفعه پیش پروازشون رو به لوس آنجلس از دست دادن . دیگه نوبت این بود که مارو صدا کنن که یک دفعه سه چهار نفری بدون نوبت و فقط با حرف زدن با مامورها رفتن تو . یکیشون هم یه سرباز کانادایی بود که همون پرواز مارو داشت . وقت پرواز ماها هم داشت دیر میشد و من واقعا کفری شده بودم و رفتم کمی بلند بلند با یکی از آفیسرها حرف زدم که چه معنی داره که هرکی میاد و بی نوبت میره تو ... خلاصه اگر بدونین با چه حرص خوردنی کارمون رو کردیم و بدو بدو به سمت چک کیفهای دستیمون رفتیم و من بهشون گفتم هرچی میخواین بردارین و بذارین ما بریم .  ما با سرعت نور دویدیم به سمت گیت پرواز و دیدیم که در رو بستن و هواپیما آماده بلند شدنه . واقعا از شانس ما بود که پروازمون چند دقیقه تاخیر داشت و تونستیم بگیریمش . تو هواپیما از استرس اشکم دراومده بود و هی میگفتم که محاله پامو بذارم این کشور خراب شده . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;پنج ساعت و نیم پرواز داشتیم . به ایالت زیبای هاوایی . جزیره OAHU شهر هانولولو . هوای مست کننده . آفتاب داغ . ساحلهای شنی محشر . شهر غرق گل مخصوصا انواع ارکیده های رنگارنگ . پر از پرنده های خوش صدا . همه چیز یه رنگ دیگه داره . هر چی از قشنگی اینجا بگم کمه . یه بهشت واقعی . جای همتون واقعا خالی .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0741.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;قسمتی از شهر که خیلی زیباتر درست شده و محل تجمع بیشترین هتلها و توریستهای شهره ، Waikiki نام داره و هتلی که ما توش بودیم واقعا زیباترین جای این منطقه بود .&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.hiltonhawaiianvillage.com/index_noflash.asp&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;Hilton Hawaiian Village&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0511.jpg&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0511.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0515.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0370.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0514.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt;این هتل تشکیل شده از ۶ برج بزرگ و چند تا استخر بینشون که درست چسبیده به دریاست . تمام فروشگاههای مارک معروف اینجا شعبه دارن و پر از انواع رستورانهای جور واجوره . هر گوشه هتل یه گروهی دارن موسیقی میزنن و پر از انواع پرنده های مختلف و قشنگ از کبوتر و قمری و طوطی گرفته تا پنگوئن و فلامینگو و ... است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0444.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/4.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/3.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0531.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0553.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0550.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0336.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt;عکس زیری از منطقه ای در هتل هست که به شکل یک دهکده ژاپنی درست شده .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/IMG_0371.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt;عکس زیری هم قسمت رزرو تور امریکن اکسپرس در هتله .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daryadel.persiangig.com/image/HAWAII/5.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;هاوایی تشکیل شده از ۶ جزیره آتشفشانی . یکی از قشنگترین جزیره های با طبیعت زیبا هم جزیره Maui هست  . تنها جزیره ای که هنوز آتشفشان فعال داره ، big Island هست . همین جزیره اواهو که ما رفتیم از دو جزیره تشکیل شده که وسطشون با فوران گدازه ها به مرور به هم چسبیده شدن .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;ادامه دارد ............&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;پ ن : عکسهای این پست همه مال هتلمون هست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Apr 2008 07:30:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ddelbakhsh&amp;postid=263</comments>
<dc:creator>ddelbakhsh</dc:creator>
<guid>http://ddelbakhsh.blogfa.com/post-263.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
